بسیاری از معامله گران معتقدند که آنالیز تکنیکال به تنهایی و در فرم خالص خود نمی تواند کارایی لازم را در معاملات فارکس داشته باشد.

اکثر کتاب های آنالیز تکنیکال در دهه 90 و اوایل دهه 2000 میلادی نوشته شده است.
این در حالی بوده است که طیف وسیعی از معامله گران فارکس در آن زمان، به کامپیوتر دسترسی نداشته اند و برنامه های آنالیز موجود نیز، محدود بوده اند.

توجه داشته باشید که مطالعه آنالیز تکنیکال، مزایای زیادی از جمله آشنایی با پیوت پوینت ها و سطوح نمودار داشته است. حال سوال این است:

  • افراد، چگونه می توانند در صورت استفاده از ترمینال های رایگان، به تمام ویژگی های نموداری و اندیکاتورهای تکنیکال دسترسی پیدا کنند؟
  • منطق این موضوع کجاست؟

در اواسط دهه 2000 رنگ آمیزی در نمودارها کارایی خود را از دست داده بود و معامله گران HFT توانستند ضربه قاطعی را به آنالیزگرهای تکنیکال وارد کنند.

ربات ها، استاپ هایی را که وابسته به سطوح آنالیز تکنیکال هستند را متوقف می کنند.
در این میان، تنها استراتژی‌های منحصربه‌ فردی که بر اساس مشاهدات خود معامله‌گران و رویکرد آزمون و خطا ایجاد شده‌اند، از این مقوله مستثنی هستند.

در قسمت زیر، می توانید به روند از دست رفتن اعتماد ها نسبت به آنالیز تکنیکال بعد از بررسی نتایج، توجه کنید. همزمان با ایجاد ترمینال معاملاتی متاتریدر، آوازه آنالیز تکنیکال همه جا پخش شد.

در غرب، مدت زمان زیادی است که علاقه به استفاده از نمودارهای آنالیز تکنیکال، از بین رفته است به گونه ای که بسیاری از معامله گران مشهور و حرفه ای فارکس از آن استفاده نمی کنند.

مواردی از جمله محاسبات آماری و تمام انواع همبستگی ها، رنگ آمیزی با سطوح، تقریباً از یاد رفته اند.

اما با این وجود، بسیاری از مراکز معاملاتی همچنان معامله گران خود را با مطالب حشو و غیر کاربردی در زمینه آنالیز تکنیکال سرگرم می کنند.

باید گفت که نه سطح درآمد، نه اندازه سود سهام، نه اندازه میزان ریسک و نه نرخ بهره بانکی نمی توانند آنالیزگرهای تکنیکال را از شغل اصلی خود که توجه به تغییرات قیمت است، منحرف کنند.

پیگیری اعداد و ارقام از سوی این افراد در نوع خود مثال زدنی است و به عنوان نوعی فولکلور در وال استریت مشهور است.

باید گفت که هدف اصلی آنالیز تکنیکال، کسب درآمد است.

کاملاً منطقی است فرض کنیم کسی که روش‌های آنالیز تکنیکال را تبلیغ می‌کند باید بتواند در عمل آنها را با موفقیت به کار ببرد.
در بررسی های دقیق تر مشخص شده است که تعداد کمی از افراد، با آنالیز تکنیکالی آشنایی دارند که با استفاده از آن به ثروت و سود در معاملات خواهند رسید.

این در حالی است که بسیاری از معامله گران فارکس با افراد زیادی آشنا شده اند که از این نوع آنالیز استفاده کرده اند و ضررهای معاملاتی زیادی را متحمل شده اند.

جالب است بدانید که هیچ یک از این دو گروه، اشتباهات خود را نمی پذیرند.

بسیاری از افرادی که شکست می خورند، نقش خاصی را برای خطاهای انسانی خود در نظر نمی گیرند.

ظاهراً، رایانه ها می توانند کار تکنسین ها را تسهیل کنند اما گاهی اوقات این اختراع می تواند موجبات شکست افراد را فراهم کند.

واقعیت این است که کامپیوترها هم  درست مانند آنالیز گرهای تکنیکال سعی می کنند با استفاده از نمودارها تحرکات بازار معاملات را بررسی کنند.
به همین دلیل، دریافت تأیید از سوی کامپیوترها در زمینه انجام معاملات و پیشبینی های انجام شده براساس آنالیز تکنیکال به عنوان اصل مورد علاقه محققان شناخته شده است.

آیا اینرسی در بازار وجود دارد؟

طرفداران تحلیل تکنیکال متقاعد شده اند که بدست آوردن اطلاعات درباره داده های گذشته می تواند به پیش بینی آینده کمک کند.
|به عبارت دیگر، روند تغییر قیمت ها در گذشته می تواند به درک ما از قیمت های آینده کمک کند.
به این تئوری، اصل « کاغذ دیواری» می گویند.

براساس این نظریه، یک آنالیزگر تکنیکال می تواند قیمت های آینده را براساس  الگوی قبل خود، پیشبینی کند.
فرض اصلی در این است که ترکیب و توالی قیمت ها در بازه های زمانی و مکانی مشخص شده ای، تکرار می شوند.

آنالیزگرهای تکنیکال معتقدند که بازار فارکس از قوانین اینرسی پیروی می کند و بر همین اساس، در صورت افزایش ارزش یک دارایی، قیمت آن افزایش پیدا می کند و برعکس.
در این صورت، سرمایه گذاران نسبت به خرید چنین ارزهایی، تشویق می شوند.
براساس این تحلیل، زمانی که قیمت سهام کاهش پیدا می کند، بهتر است آن را فوراً بفروشید.

به عنوان مثال، آنالیزگرها، تاثیر قوانین تکنیکال را بر داده های دو سهام بزرگ و اصلی از ابتدای قرن بیستم تا کنون، بررسی کرده اند.
نتایج نشان داده است که داینامیک و تغییرات قیمت سهام ها در گذشته نمی تواند منبع قابل اطمینانی برای پیشبینی قیمت های آینده باشد.
بازار سهام، حافظه بسیار کوتاهی دارد.

درواقع، هیچ نظمی در اینرسی و تغییرات بازار وجود ندارد.
همچنین باید گفت که این اینرسی، قدرت لازم را برای غلبه بر تأثیرات منفی اقدامات سرمایه گذاران ندارد.
ساده ترین راه برای تأیید صحت این جمله، مقایسه تغییرات ارزش سهام در بازه های زمانی مختلف است.

آنالیزگرهای تکنیکال ادعا می کنند که اگر قیمت سهام در روز گذشته افزایش داشته است، این روند افزایشی همچنان ادامه خواهد داشت.
ممیزی و حسابرسی ها تطبیق روند قیمت های حال و گذشته را نشان می دهند اما درصد آن نزدیک به صفر است.

تغییر قیمت هفته گذشته هیچ ربطی به تغییرات این هفته ندارد.
احتمال مشخص شدن الگوهای نموداری که دائماً تکرار می شوند معمولاً بیشتر از احتمال ایجاد یک توالی واضح در چیدمان کارت ها نیست.

در واقع باید گفت که منظور اقتصاددانان از گفتن این حرف ها، این است که رفتار معاملات سهام ها کاملاً تصادفی است و از الگوی خاصی پیروی نمی کند.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *